باقرى بيدهندى

113

گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )

اسقيك من بارد على ظمأ مىنوشانم تو را از آب سرد در حال تشنگى تخاله في الحلاوة العسلا خيال ميكنى آن را از شيرينى كه عسل است قول علىّ لحارث عجب ( عجبا ) فرمايش على ( ع ) به حارث شگفتى دارد كم ثم اعجوبة له حملا ( مثلا ) چه بسيار شگفتى در فرمايشات اوست ناظم شعر عربى : سيد اسماعيل حميرى ترجمه منظوم حديث : اى كه آسودگيت دار بقايت اصل است * راحت زندگيت حاصل سعى و عمل است خواهى ار بهرهء كافى ببرى فصل درو * موقع ريختن بذر تو قبل از حمل است گر تو را آرزوى جنت فردوس بود * شرط آن جستن مردانهء تو زين رحل است جز رضاى حق و آسايش مخلوق مجوى * كاين عمل موجب خرسندى عز و جل است دست بر دامن احمد زن و ابن عم او * و آنكه پيچيد سر از بيعت آنان دغل است على ( ع ) از احمد و احمد بود از نور احد * يازده گوهر زهرائى آن ما حصل است